از وبلاگ دوست عزیز وحید
برای ایرانیهای خارج از ایران
سلام ایرونیهای خارج از ایران می دونم الان خیلی دلتون می خواد بدونین تو ایران چی میگذره من حالا چند خطی براتون می نویسم
ادمها تو ایران به چند دسته تقسیم می شن
یک سری که از زور پولداری و بیکاری یا با سگشون میان بیرون با جنس مخالف و ماشین بابا جون قدم تو خیابون می زارن و شلوار های کوتاه کوتاه و ارایش موهای عجیب غریب و مانتوهای چسبون (واقعا بعضیش از این مانتوها را زنهای سکسی ان ور اب هم نمی پوشن )و شلوار های لی پاره پاره و ریش های بزی و صورت های بزک کرده
یک سری کارمند و حقوق بگیر و کار خونه دار که کارگر ها از شب تا صبح کار می کنند و شب مثل جنازه بر می گردن خونه و حقوق بگیر ها همیشه پی خونه اجاره ای و گوش کردن به شایعاتی اداره مثل این شایعه (شنیدی می خوان از طرف اداره خونه بدن یک خوده پول اولش میدی خونه دار میشی یعنی میشه ما هم خونه دار بشیم و... ) و بعد ۱۰ -۱۲ سال هنوز خبری نیست و هی دعوا و هی گرفتاری و کار خونه دار ها هم همشون در حال اضطراب که چک ها برگشت خورده و دارم ورشکست میشم و زندگیم به باد رفت جلوی کالاهای چینی را بگیرین و قانون را درست کنین و وام ۲۷ درصدی را من چه جوری بگیرم و مگه من دیوونم و ...
یک سری ها بقال و چقال و راننده تاکسی و که همش یا دارن فحش میدن یا دارن یاد می کنند از زمان شاه روزیشون قد همون روزشون هست و نه بیشتر مثل بت میان و مثل بت می رن
یک سری سیاسی و خبرنگار و نویسنده و استاد دانشگاه که شب تا صبح در حال نالیدن از اوضاع و یا دروغ گفتن و نوشتن های الکی برای بالا بردن مخاطب هستند یا تحقیق و بررسی و تو کتابخونه ها دارن می پوسن اخر نفهمیدن جواب این جمله چیه که علم بهتر است یا ثروت
اخر سر یا تو زندان می رن یا سر از ان ور اب در میارن خودشون را به تحقیقات سرگرم می کنند و اخر حقوقشون قد دو تا کارگر ساختمانی هست
یک سری روستایی که همش به این امید هستن که دولت بیاد گندمشون را بخره و بتونن پول سم و بذر و وامهایی که گرفتن را بدن و همیشه هم تاخیر می افته و همیشه زمینهاشون را از دست می دن و خلاصه دردسر
یک سری بازرگان و تجار که همیشه یا پولشون را خوردن یا دولت اینقدر وعده بهشون داده که جایزه های صادراتی چند سال پیششون را هنوز نگرفتن و هر روز یا بارهاشون تو جاده ها تیکه تیکه میشه یا پولهاشون سوخت میشه
یک سری ادمها هستند که اصلا تو باغ نیستند که من اصلا بهشون کاری ندارم
یک سری جوون پشت کنکوری و دانشجو و سرباز که همه امیدشون به این هست که زودتر این دوره شون تموم بشه که بتونن مثل همه ادمها یک لقمه نون گیرشون بیاد
و در نهایت یک سری ادم ربا خوار و نزول بگیر و زمیندار که همیشه در نعمت و ناز بودن و ایران را همیشه اینها در دست داشتند هنوز هم زمینداری تو ایران بهترین کار هست
حالا خودت قضاوت کن که ایران چه شکلی هست
پیام من :
مثل این که شما از همه جیک و پوک ایرانی ها خوب و کامل و جامع خبر دار هستین !!!!!! یا این که همه اش با آدمای وامونده بدبخت منفی باف سر و کار داشتید که شکر خدا همه حرفاشونو بیان کردین . اما اولا پولدارا همه شون اهل سگ و سکس و این حرفا نیستن . پولدارای کنسی هم هستن که مثل سگ کار میکنن و از لذت و تفریح و خوشگذرانی هم محرمند . پولدارای زیادی هم داریم که اهل کار و کسب و تجارتند و با کثافت کاری ها و شب نشینی ها کار ندارند اما زندگی شون خوب و لذت بخشه و یه راز و نیازی هم با خدا دارن . این همه ماشین مدل بالا و زیبا که یکی دو تا هم نیست مال خیلی از اوناییه که اگه ازشون بیپرسی اوضاع چطوره میگن والله به نان شب محتاجم . در حالی که با دمش گردو میشکنه . من هزاران بقال و چقال و راننده و کارمند دیدم که مثل اون وامونده هایی که شما دیدید نبودند . نانی می خوردند و پولی در می آوردند و از زندگی راضی بودند و به زمین و زمان هم فحش نمی دادند . بعضی از ماها هم مریضیم یعنی اگر هر جای ایران هر کار زشت و گرفتاری و بدبختی ببینیم با آب و تا در هزار بوق و کرنا تا بی بی سی و سی ان ان می رسونیم . به طوری که آمار همه دست اندازهای خیابانهای خودمونو اون ور آب در همه رادیو تلویزیونها منعکس کردیم . اما هیچ آدم خوب و درست کار و هیچ تولید خوب و رشد و موفقیتی در ایران مشاهده نمی کنیم . منفی بافی و مرده پرستی و گذشته را بهشت دیدن یک بیماری روانیه که به شدت مسری هم هست و متاسفانه خیلی رایج شده و بهداشت و درمان هم کاری نکرد . هشما پشت کنکوری ها را می بینید اما اونور کنکوری ها را چرا نمیبینید . چرا هزاران کارآفرین جوان ایرانی را نمی بینید . در صنایع مختلف از قطعه سازی گرفته تا هواپیما سازی و صدها زمینه های دیگه جلوه های خیلی خوبی از موفقیت جوانان و تاجران ایرانی در خود ایران وجود دارد و آن ور آب هم خیلی خبری نیست . اونا هم از من و شما بیشتر میدونن و با همه حرفهای زیادی که گفته میشه خیلی از ایرانی ها نه به خاطر ننه و بابا یا همسرشون یا آب و خاک و ارث و میراث یا تنها برای سعدی و حافظ بلکه به خاطر موفقیت ها ی خوب و زیبایی ها یی که در زندگی امروز ایرانی ها وجود دارد عشق ایران آمدن در دلشان می طپد . بعضی مثل معتادهایی هستن که توی پارک همه اش تریاک و حشیش یا ال اس دی میبینن . اما دهها و صدها پدر و مادر یا زن و شوهر یا دوستان صمیمی را که با زیبایی و متانت مشغول حرف و حدیث یا قدم زدن یا خوردن شام و ناهار هستند نمی بینن و یه دفعه چیزایی میگن که آدم فکر میکنه همه پارک های ایران مثل تگزاس یا لس آنجلس هر شب و روز هفت تیر میکشن و راست راست آدم میکشن و وسط پارک به ناموس مردم تجاوز میکنن . شما چشماتون بازه . اما چشمها میتونه بیشتر یاز باشه و تنها یک زاویه را نبینه .
پیام دوست عزیز : آشوب
جناب وحید همیشگی...اینا رو گفتی البته قاعده مند تر و اصولی تر می گفتی بهتر بود چون اینطوری مثل یه موضوع غیر جدی شده ... خود شما واسه رفع این مصیبتها چی کار کردی؟ آره مشکل خود ماییم ... حکومت همه ی قضیه نیست... سالهاست که ما یک تیشه ی بزرگ توی دستمون گرفتیم و اون رو به حکومتهای مختلف هدیه میکنیم که لطف کنند و ریشه های باقیمانده را هم بزنند ... تیشه از خود ماست ... بحثی نیست ... اما خوش بینی یک باره ی در این مقطع مشخص چاره ساز نیست ... با خوش بینی بش از حد ما روز به روز در رویاهایمان بیشتر فرو می رویم و تنبلی های هر روزه مان بیشتر و بیشتر می شود ... سر مایه دار زالو نیست ... ولی در کشوری که اکثریت مردمش فقط دست بگیر دارند و نه بده ، سرمایه ها در یک طرف جمع می شود ... آنوقت است که آن سرمایه دار ناخواسته از نظر عوام به یک زالو تبدیل می شو.... اول در جواب این شراره ها و شکوفه ها که به خاطر خوشبینی بیش از حدش باید بهش تبریک گفت !!! باید بگم نه عزیز...موفقیتها درست...پیشرفتها درست ... اما اوضاع همینه که هست .. همیشه استثنا وجود داره ... همیشه در کنار این همه بدبختی موفقیتهایی هم هست ... اما آش دهن سوزی نیست ... منفی بافی چیز بدیه ... اما مثبت بافی زیادی هم چیز جالبی نیست...نمی دونم چرا به نظرم اومد که شما یا جزو اون دسته پولدارها هستین که راز و نیازی با خدا دارن !!!! یا از دارو دسته ی حکومتی هستی...بهرحال هر کی که هستی چشاتو وا کن ببینی ... فقط به نیمه ی پر نگاه کردن جالب نیست ... یه وقت به خودت می یای میبینی که نیمه ی پر پرید همش خالی شده ... در ضمن فکر نمی کنم مثال زدن خوشبینی افغانیها موثر باشه...دلیلش هم معلومه... بله خوشبینی و مثبت اندیشی نشانه ی تفکر سالم است ... اما افراط نشانه ی بی فکری ... خوش بینی وقتی موثر است که به واقع بینی نزدیک باشد ... سمت و سوی حکومتی داشتن هم بد نیست اما خودتون گفتید که (اگر) بتوان کار مثبتی انجام داد... که این قسمت جای بحث دارد....دیروزهای ما هم چندان از لمروز ما بهتر نبوده چون ما همیشه در حال سازگاری بیهوده با مشکلات و عمل نکردن به راه حلها بوده ایم ... و این موضوع با خوشبینی امروز ما فکر نمی کنم قابل حل باشد ... قبل از خوشبینی ما کارها و سازندگیهای دیگری را برای تک تک افراد احتاج داریم...خوشبینی که شما می گویید به نظر من مربوط به مراحل بعدی کار است ... در ضمن از اینکه در دو کامنت قبلی خیلی بی گدار و بیش از حد رک صحبت کردم عذر می خوام...قصد توهینی نبوده جناب شراره ها و شکوفه ها
پیام من :
من هم متقابلا یه تبریک بگم به آشوب به خاطر نکات مثبت ایشان و چند تا تسلیت . یکی به خاطر این که خوشبختانه جزو پولدارای جامعه نیستم و البته پولدار بودن هم اگر درآمد حاصل زحمت خود شخص باشد جای افتخار است و هم مردم و هم دین آن را می ستایند و فقر و ذلت هم فضیلت نیست . هر چند در کشور ما ثروت چیز بدی است و چرک کف دست است و سرمایه دار زالو تلقی می شود و اتفاقا یکی از علل عقب ماندگی غکری ما همین است . البته مردم عملا پول را می پرستند و این هم خیلی بد است . دوم اینکه بنده هیچ سمت حکومتی ندارم و داشتن سمت هم در هیچ کشوری حتی حکومت یزید ( اگر بتوان کار مثبتی کرد و جلو بدی ها را گرفت ) هم چیز بدی نیست .سوم این که من توی دنیا از این افغانستانی که هزار گرفتاری و عقب ماندگی توش موج می زنه تا بورکیناپاسو کسی ندیدم که به خودش و مملکتش و سران حکومتی اش بد بگوید جز ما و شما و ایشان . افغانی با هم ویرانی ها و رتبه اول صادرات هروئین به عظمت خود و تاریخ باشکوهش فخر می فروشد . پنجم این که خوش بینی و مثبت اندیشی نشانه تفکر سالم است و شما که واقع بین هستید و می دانید که در این کشور با همه خرابی هایش صدها جنبه مثبت هم هست اگر توانستید یا جرات کردید ده تایش را ذکر کنید و نخواهید کرد . چرا که تفکر رایج ایران و ایرانی از لااقل چند سال اخیر همان خود ویرانگری و منفی بافی و بیگانه ستایی و در گذشته های رویایی زندگی کردن است و امروز را جهنم دانستن و دیروز را از امروز عالی تر انگاشتن .
|